این ۱۲ نفر


  اتفاق خوب سه شنبه این بود که یکی از دانش آموزان پیش دانشگاهی پارسال به دیدنم آمد و خبر قبولی اش در دانشگاه را داد.

 زنگ تفریح بود و داشتم لقمه ای را که از خانه آورده بودم می خوردم که صدایم کردند.

 از دانش آموزان رشته ی ریاضی بود که اتفاقا همیشه با اجازه یا بی اجازه، لقمه می خورد سر کلاس! البته به محض این که می دیدم، سرخ می شد. گاهی هم که سر به سرش می گذاشتم سرخ می شد!

 گفت که پلیمر دانشگاه امیرکبیر قبول شده است؛ خیلی خوشحال شدم و کلی به اش آفرین گفتم!

 کلاسشان دوازده نفر بود که دو تایشان از اول سال نمی آمدند. دو تای دیگر هم از مدرسه اجازه گرفتند که نیایند! یکی شان به خاطر سر کار رفتن و آن یکی به خاطر این که می خواست برای کنکور انسانی بخواند. هشت نفر باقی مانده هم همیشه یکی دو تا غایب را داشتند!

 حالا با خبر شدم یکی دیگر از بچه ها مهندسی برق قبول شده است و آن که کنکور انسانی داد، حقوق قبول شده است.

کیف کردم! کلی تشکر کردم که این خبرهای خوب را برایم آورده. او هم گفت که برای تشکر آمده است و کلی سپاسگزاری کرد!

خدا را سپاس!

برای این مدرسه که در منطقه ای محروم قرار گرفته است، یک نتیجه ی خیلی خوب است.

خیلی خوشحال شدم؛

دَمشان گرم بچه ها!


منبع این نوشته : منبع
خیلی ,قبول ,کنکور انسانی ,خیلی خوشحال ,دانش آموزان

کولبر



دست می‌کشد به یخچال

سردش می‌شود

دست می‌کشد به تلویزیون

سردش می‌شود

دست می‌کشد به ضبط‌صوت

سردش می‌شود

دست می‌کشد به اجاق‌گاز

و پایش تا زانو در برف گیر می‌کند


سرد است این اثاث

سرد است این اتاق

سرد است این خورشید

سرد است این کوه

سرد است این مسیر

و هرچقدر پتو بکشی بر این خانه

گرم نمی‌شود


شلیک کن

مگر گلوله گرم کند تنِ این کولبرِ کُرد را...


"بابک زمانی"


پ.ن. ها:

٭معاون وزیر کشور فرموده اند:"نمی دانم واژه ی کولبر از کجا اختراع شده است."!

٭ نقاشی با عنوان "زنان کولبر کُرد"، از حشمت اردلان


منبع این نوشته : منبع
می‌کشد ,کولبر ,می‌شوددست ,می‌شوددست می‌کشد

مردن مردانه...


پاییز جان !

چه سرد ،‌ چه درد آلود 

چون من تو نیز تنها ماندستی 


ای فصل فصل های نگارینم

پاییز

ای قناری غمگینم...


"مهدی اخوان ثالث"


بشنوید:

http://s9.picofile.com/file/

8338479218/Mordane_Maradaneh.

mp3.html

"مردن مردانه"، از گروه "داماهی". صدا: رضا کولغانی، شعر: ابراهیم منصفی. متن به لهجه ی بندرعباس است.


منبع این نوشته : منبع
مردن مردانه

کلاس درس



  این هم از مزایای کلاس دوازدهم تجربی ست که معلم شیفت مخالف که ابتدایی است به کمک دانش آموزانش کلاس را به این سر و شکل قشنگ درآورده است!

  بچه ها در حال امتحان دادن هستند؛ سه شنبه ی پیش، درس ریاضی ۳.

 پ.ن:

‍ "در کلاس من یاد می‌گیرید که چطور از کلمات و زبان لذت ببرید.

مهم نیست کی به شما چی می‌گه؛ کلمات و اندیشه‌ها می‌تونن دنیا رو تغییر بدن.


از دیالوگ های رابین ویلیامزِ فقید، معلمِ"انجمن شاعران مرده"- پیتر ویر، ۱۹۸۹.


منبع این نوشته : منبع
کلاس

ندارد!


فصل عوض می‌شود

جای آلو را

خرمالو می‌گیرد

جای دلتنگی را

دلتنگی...


"علیرضا روشن"


 توی پارک، در تاریک روشنای بلوار اصلی اش پیاده می روم. هندزفری در گوشم است و کتابی در دستم. سایه ام از من پیش افتاده است. آسمان نیمه ابری ست و باد خنکی می وزد. ماه کامل است. هوا اما دلگیر است.


منبع این نوشته : منبع

این فیلم را به عقب برگردان...


‍‍  دنیا به همین چند سطر رسیده است

به اینکه انسان کوچک بماند بهتر است

به دنیا نیاید بهتر است


اصلا این فیلم را به عقب برگردان


آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین

پلنگی شود که می دود در دشتهای دور


آن قدر که عصاها

پیاده به جنگل برگردند


و پرندگان

دوباره بر زمین


نه...

به عقب تر برگرد


بگذار خدا در آینه بنگرد

شاید تصمیم دیگری گرفت...


"گروس عبدالملکیان"


منبع این نوشته : منبع